encircle

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دورگرفتن ، احاطه کردن ، حلقه زدن ، دورچیزی گشتن ، دربرداشتن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary encerclement|encircle => cercle dowr greftan gerd(-â-gerd) greftan canbar zadan dar miân greftan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(encircle): بازگشت به واژه encircle to encircle with a wall محاصره کردن ،دورگرفتن ،احاطه کردن ،حلقه زدن ،دورچيزى گشتن ،دربرداشتن علوم مهندسى : احاطه کردن علوم نظامى : احاطه کردن کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary en·cir·cle v. Pronunciation:     in- ' sər-kəl, en- Function:           transitive verb Etymology:          Middle English enserclen Date:               15th century 1 : to form a circle around : SURROUND 2 : to pass completely around   –en·cir·cle·ment \-mənt\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}