enclave

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ناحیه ای که کشور بیگانه دور آنرا گرفته باشد، ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه آنرا کاملا احاطه کرده باشد، تحت محاصره .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary enclave|enclose lat. pop. inclavare «fermer avec une clé», de in-, et clavis «clef». dar klid kardan (pbp.) az câr-su dowr greftan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(enclave): بازگشت به واژه enclave enclave economices ناحيه اى که کشور بيگانه دور انرا گرفته باشد،ناحيه ايکه حکومت کشورهاى بيگانه انرا کاملا احاطه کرده باشد،تحت محاصره معمارى : برونبوم کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary en·clave n. Pronunciation:     ' en- ˌ klāv, ' än- ˌ klāv Function:           noun Etymology:          French, from Middle French, from enclaver to enclose, from Vulgar Latin *inclavare to lock up, from Latin in- + clavis key ― more at CLAVICLE Date:               1868 : a distinct territorial, cultural, or social unit enclosed within or as if within foreign territory <ethnic enclave s >]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}