energize

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary انرژی دادن .نیرودادن ، قوت دادن ( به ) تشجیع کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(energize): بازگشت به واژه energize de-energize انرژى دادن ،نيرودادن ،قوت دادن(به)،تشجيع کردن علوم مهندسى : تحريک کردن الکترونيک : نيروبخشى روانشناسى : نيرو بخشيدن کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary en·er·gize v. Pronunciation: ' e-nər- ˌ jīz Function: verb Inflected Form: -gized ; -giz·ing Date: 1750 transitive verb 1 : to make energetic, vigorous, or active 2 : to impart energy to 3 : to apply voltage to intransitive verb : to put forth energy : ACT –en·er·gi·za·tion \ ˌ e-nər- ˌ jī- ' zā-shən\ noun –en·er·giz·er noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}