enfant terrible

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مزاحم، کسی که با اظهارات بی جاوکارهای بی موردموجب تصدیع خاطرگردد، مصدع.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(enfant terrible): بازگشت به واژه enfant terrible terrible مزاحم ،کسى که با اظهارات بى جاوکارهاى بى موردموجب تصديع خاطرگردد،مصدع کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary en·fant ter·ri·ble Pronunciation: ä n -fä n -te- ' rēbl ə Function: noun Inflected Form: plural enfants terribles \ same \ Etymology: F, literally, terrifying child Date: 1851 1 a : a child whose inopportune remarks cause embarrassment b : a person known for shocking remarks or outrageous behavior 2 : a usually young and successful person who is strikingly unorthodox, innovative, or avant-garde
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}