era

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مبدا، تاریخ، آغاز تاریخ، عصر، دوره ، عهد، عصرتاریخی، (ز. ش. ) دوران .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary era ruz-gâr zamân-e epoch|era 1619, sens II; grec epokhê «point d'arrêt», de epekhein «se tenir sur», de epi «sur», et ekhein «porter». (dowr o )zamân-a ruz-gâr (plv. rôckâr)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(era): بازگشت به واژه era christian era mesozoic era mundane era the christian era مبدا،اغاز تاريخ ،دوره ،عهد،عصرتاريخى ،(ز.ش ).دوران معمارى : دوران کلمات مرتبط(4)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ERA n. Function:           abbreviation 1 earned run average 2 Equal Rights Amendment]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}