escrow

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق) سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده و پس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد، موافقت نامه بین دونفرکه بامانت نزدشخص ثالثی سپرده شودوتاحصول شرایط بخصوص بدون اعتبارباشد.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary escrow سند سپرده شده به شخص ثالث که پس از تحقق شرايط معيني قابل اجرا يا ابطال است escrow account حساب اماني escrow agent کارگزار اماني escrow agreement موافقتنامه اماني
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (حق )سندرسمى که بدست شخص ثالثى سپرده شده و پس از انجام شرطى قابل اجرايا قابل اجرا ياقابل ابطال باشد،موافقت نامه بين دونفرکه بامانت نزدشخص ثالثى سپرده شودوتاحصول شرايط بخصوص بدون اعتبارباشد قانون ـ فقه : اجرايى پيدا مى کند
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 es·crow n. Pronunciation:     ' es- ˌ krō, es- ' Function:           noun Etymology:          Anglo-French escroue scroll ― more at SCROLL Date:               1594 1 : a deed, a bond, money, or a piece of property held in trust by a third party to be turned over to the grantee only upon fulfillment of a condition 2 : a fund or deposit designed to serve as an escrow   –in escrow : in trust as an escrow <had $1000 in escrow to pay taxes>]]> 2 es·crow n. Pronunciation:     es- ' krō, ' es- ˌ Function:           transitive verb Date:               1946 : to place in escrow]]> in escrow in escrow to pay taxes>]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}