estoppel

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق)اقراریاعملی که انکاریانقص آن قانونا ممنوع باشد، مانعقانونیبرایانکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary estoppel اصل ممنوعيت انکار بعد از اقرار ("قاضي از پس اقرار نشنود انکار") ، استوپل، مانع طرح دعوي، مسموع نبودن agency by estoppel نمايندگي بالفعل (که در اثر عدم اعتراض اصيل به اعمال وکيل ايجاد مي شود) collateral estoppel منع طرح مجدد قضيه مختومه (محکوم بها)، امر مختوم collateral estoppel doctrine اصل منع طرح مجدد، اعتبار قضيه محکوم بها، اعتبار امر مختوم equitable estoppel (see also: estoppel in pais) ممنوعيت طرح دعوي بدليل فعل، ترک فعل يا سکوت خواهان estoppel, to life in the bar of رفع کردن ممنوعيت طرح دعوي estoppel by laches (see also: doctrine of laches) ممنوعيت طرح دعوي به دليل اهمال در مطالبه يا احقاق حق lift the bar (of estoppel) رفع کردن ممنوعيت طرح دعوي promissory estoppel ايجاب الزام آور، ايجاب تعهد آور
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (حق)اقرارياعملى که انکاريانقص ان قانونا ممنوع باشد،مانع قانونى براى انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار بازرگانى : عدم امکان انکار پس از اقرار
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary es·top·pel n. Pronunciation:     e- ' stä-pəl Function:           noun Etymology:          probably alteration of Anglo-French estopere stopping, from estoper Date:               1531 : a legal bar to alleging or denying a fact because of one's own previous actions or words to the contrary]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}