estuary

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد، مدخل.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کشندان ،مصب ،دهانه رودخانه بزرگى که شتکيل خليج کوچکى دهد،مدخل عمران : مصب رود معمارى : مصب رود زيست شناسى : دهانه
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary es·tu·ary n. Pronunciation: ' es-chə- ˌ wer-ē, ' esh- Function: noun Inflected Form: plural -ar·ies Etymology: Latin aestuarium, from aestus boiling, tide; akin to Latin aestas summer ― more at EDIFY Date: 1538 : a water passage where the tide meets a river current especially : an arm of the sea at the lower end of a river
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}