کاسه بند
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت آن که ظروف شیشهای و چینی و چوبی شکسته را بند میزند.
- اسم آلتی که پهلوانان کشتی با اجازة استادان و مشایخ به کاسة زانوی خود میبسته و در وسط آن آیینة کوچکی نیز قرار میدادند. این عمل کفایتی بود از این که زانوی صاحب کاسه بند به خاک نمیرسد.