eviction

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary اخراج، خلع ید.
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary evict (n. eviction) (see also: eject) اخراج کردن (به حکم قانون)، خلع يد کردن، تخليه عين مستأجره
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version اخراج کردن ،اخراج ،خلع يد قانون ـ فقه : چيزى را به حکم قانون از تصرف کسى خارج کردن علوم نظامى : خلع يد کردن
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary evict v. Pronunciation:     i- ' vikt Function:           transitive verb Etymology:          Middle English, from Late Latin evictus, past participle of evincere, from Latin, to vanquish, win a point ― more at EVINCE Date:               15th century 1 a : to recover (property) from a person by legal process b : to put (a tenant) out by legal process 2 : to force out : EXPEL synonyms see EJECT   –evic·tion \- ' vik-shən\ noun   –evic·tor \- ' vik-tər\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}