faceplate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش، چرخ لنگر، بشقاب لب تخت.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(faceplate): بازگشت به واژه faceplate cylindrical faceplate neutral density faceplate spherical faceplate صفحه فلزى يا چوبى متصل به چرخ تراش ،چرخ لنگر،بشقاب لب تخت الکترونيک : صفحه تلويزيون کلمات مرتبط(3)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary face·plate n. Pronunciation: ' fās- ˌ plāt Function: noun Date: 1841 1 : a disk fixed with its face at right angles to the live spindle of a lathe for the attachment of the work 2 a : a protective plate for a machine or device b : a protective cover for the human face (as of a diver) 3 : the glass front of a cathode-ray tube on which the image is seen
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}