facsimile

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (fax) رونوشت عینی.گروار، کلیشه عین متن اصلی، رونوشت، عین .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary facsimile رونوشت برابر اصل facsimile signature نمونه امضاء
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(facsimile): بازگشت به واژه facsimile facsimile recorder facsimile transceiver فاکس ،نمابرد،رونوشت گرفتن ،عکس راديويى ، )fax(رونوشت عينى ،رونوشت ،گروار،کليشه عين متن اصلى علوم مهندسى : کپيه کردن کامپيوتر : پست تصويرى الکترونيک : عکاسى راديويى قانون ـ فقه : رونوشت مصدق علوم نظامى : عکس تله فتو کلمات مرتبط(2)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary fac·sim·i·le n. Pronunciation:     fak- ' si-mə-lē Function:           noun Etymology:          Latin fac simile make similar Date:               1691 1 : an exact copy 2 : a system of transmitting and reproducing graphic matter (as printing or still pictures) by means of signals sent over telephone lines synonyms see REPRODUCTION ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}