کالسکه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم اتاقکی که ~دارای چهار چرخ میباشد و به وسیلة ~یک اسب یا بیشتر حرکت میکند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary brougham ; carriage ; coach ; stagecoach واژه هاى شامل کالسکه ـ (18)
- اسم چهارچرخهای که برای حمل و نقل کودک شیرخواره به کار میرود.