کام
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary desire ; mortice ; mortise ; palate ; wish واژه هاى شامل کام ـ (12)
- اسم سقف دهان.
- اسم بهمعنی مراد، مقصودو آرزو نیز میگویند, کامههمگفتهشده است. کام بردن متمتع شدن از چیزی است و فرد مجرد را به کنایه ناکام گویند.
- اسم کامه:
- اسم مراد و مقصود.
- اسم قصد، نیت.
- اسم شهوت. ؛~ ِ کسی را خاریدن باعث شادکامی آن کس شدن.