fellow traveler

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary همسفر، کسی که عضو حزبی نیست ودر فعالیت های آن شرکت نمیکند ولی از آن جانبداریمینماید.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(fellow traveler): بازگشت به واژه fellow traveler fellow traveler هم سفر،کسى که عضو حزبى نيست ودر فعاليت هاى ان شرکت نميکند ولى از ان جانبدارى مينمايد کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary fellow traveler Function: noun Etymology: translation of Russian poputchik Date: 1925 : a person who sympathizes with and often furthers the ideals and program of an organized group (as the Communist party) without membership in the group or regular participation in its activities broadly : a sympathetic supporter of another's cause –fel·low-trav·el·ing adjective
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}