کانون

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم آتشدان، منقل.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary club ; fireplace ; focus واژه هاى شامل کانون ـ (8)
  3. اسم نام دو ماه از ماه‌های رومی.
  4. اسم انجمن، باشگاه.
  5. اسم در فارسی مرکز.
  6. اسم واژه «کانون» ریشه‌ای بسیار کهن دارد و در زبان‌های ایرانی و هندواروپایی باستان دیده می‌شود. خلاصه‌اش چنین است: — اوستایی: در اوستا واژه‌ای به صورت kanu- یا kānu- به معنای «آتشدان، جای آتش» دیده می‌شود. این واژه در ارتباط مستقیم با آیین‌های زرتشتی و نگهداری آتش مقدس بوده است. پهلوی (فارسی میانه): در متون پهلوی به صورت kānu- آمده و معنای آن همان «اجاق، آتشگاه» بوده است. فارسی نو: همین واژه با حفظ شکل و معنا به فارسی نو رسیده و علاوه بر معنای اصلی «اجاق و آتشگاه»، معنای استعاری «مرکز، محل تجمع، نقطه اصلی» پیدا کرده است. سانسکریت: در سانسکریت ریشه‌ی مشترک آن śanú- یا śanō- دیده می‌شود که به معنی «آتشدان، اجاق» بوده است. برخی پژوهشگران ریشه اصلی آن را از ریشه‌ی هندواروپایی ken- (سوختن، داغ بودن) می‌دانند. 🔹 بنابراین «کانون» یک واژه‌ی مشترک ایرانی–هندی است که در اوستایی و پهلوی به‌روشنی ثبت شده و…

* اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}