fey

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary محکوم، مقدر، دارای روحیه خراب وآشفته ، در سکرات موت، دیوانه ، هذیانی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version محکوم ،مقدر،داراى روحيه خراب واشفته ،در سکرات موت ،ديوانه ،هذيانى
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary fey adj. Pronunciation:     ' fā Function:           adjective Etymology:          Middle English feye, from Old English f ǣ ge; akin to Old High German feigi doomed and perhaps to Old English fāh hostile, outlawed ― more at FOE Date:               before 12th century 1 a chiefly Scottish : fated to die : DOOMED b : marked by a foreboding of death or calamity 2 a : able to see into the future : VISIONARY b : marked by an otherworldly air or attitude c : CRAZY , TOUCHED 3 a : excessively refined : PRECIOUS b : quaintly unconventional : CAMPY   –fey·ly adverb   –fey·ness noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}