آیش

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم شخم زدن و پس از آن ناکِشته گذاشتن زمین کشاورزی به مدت یک یا چند سال برای آنکه قوّت گیرد.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary fallow واژه هاى شامل آيش ـ (4)
  3. صفت زمین کشاورزی که یک یا چند سال در آن کِشت نشده باشد تا قوّت گیرد.
  4. صفت زمان بین بار دادن درختانی که یکسال در میان بار می‌دهد.
  5. صفت (هندی): در کشاورزی به زمین آماده برای کشت می‌گویند.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}