fishplate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary صفحه پولادینی که دو خط آهن یا دوتیر را بهم متصل ساخته ودر امتداد هم قرار میدهد.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(fishplate): بازگشت به واژه fishplate fishplate rail قطعات ريل را با وصله وصل کردن پشت بند،لبه گير،صفحه پولادينى که دو خط اهن يا دوتير را بهم متصل ساخته ودر امتداد هم قرار ميدهد علوم مهندسى : وصله کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary fish·plate n. Pronunciation:     - ˌ plāt Function:           noun Date:               1855 : a steel plate used to lap a butt joint]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}