flabby

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary سست، نرم، شل و ول، دارای عضلات شل.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary flabby du latin flaccus, mou šol(-o-vel) vâ-rafta
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version سست ،نرم ،شل و ول ،داراى عضلات شل
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary flab·by adj. Pronunciation:     ' fla-bē Function:           adjective Inflected Form:  &nbsp flab·bi·er ; -est Etymology:          alteration of flappy Date:               1694 1 : lacking resilience or firmness : FLACCID 2 : weak and ineffective : FEEBLE   –flab·bi·ly \ ' fla-bə-lē\ adverb   –flab·bi·ness \ ' fla-bē-nəs\ noun ]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}