flash card
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary ورقه ای که روی آن کلمات یا اعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم آنرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد، ورقه تمرین بصری.
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(flash card): بازگشت به واژه flash card card flash ورقه اى که روى ان کلمات يا اعداد يا تصاويرى نوشته شده و معلم انرا براى زمان کوتاهى بشگردان نشان ميدهد،ورقه تمرين بصرى کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary flash card Function: noun Date: 1923 : a card bearing words, numbers, or pictures that is briefly displayed (as by a teacher to a class) usually as a learning aid]]>