fluctuate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary نوسان داشتن ، رویامواج بالا وپائین رفتن ، ثابت نبودن ، موج زدن ، بی ثبات بودن .با و پائین رفتن ، نوسان کردن .
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary fluctuer|fluctuate Lat. fluctuans, de fluctuare, de fluctus, flot. (por-)oft-o-xiz frâz-o-frud
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version نوسان داشتن ،نوسان کردن ،بالا وپايين رفتن ،ثابت نبودن ،موج زدن ،بى ثبات بودن قانون ـ فقه : تغيير مداوم
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary fluc·tu·ate v. Pronunciation: ' flək-chə- ˌ wāt, -chü- ˌ āt Function: verb Inflected Form: -at·ed ; -at·ing Etymology: Latin fluctuatus, past participle of fluctuare, from fluctus flow, wave, from fluere ― more at FLUID Date: 1634 intransitive verb 1 : to shift back and forth uncertainly 2 : to ebb and flow in waves transitive verb : to cause to fluctuate synonyms see SWING –fluc·tu·a·tion \ ˌ flək-chə- ' wā-shən, -chü- ' ā-\ noun –fluc·tu·a·tion·al \-shnəl, -shə-n ə l\ adjective
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}