fob

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary فریفتن ، گول زدن ، فریب دادن ، جیب جلیقه مخصوص ساعت وغیره ، زنجیر ساعت، بجیب ریختن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary FOB: Free On Board (... named port of- shipment) (see also: franco a'bord) تحويل روي عرشه (بهاي کالا به علاوه هزينه حمل تا داخل کشتي)(... بندر بارگيري تعيين شده)
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(fob): بازگشت به واژه fob free on board (fob) free on board (fob) airport to fob off free on board،فريفتن ،گول زدن ،فريب دادن ،جيب جليقه مخصوص ساعت وغيره ،زنجير ساعت ،بجيب ريختن بازرگانى : تحويل کشتى کلمات مرتبط(3)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary FOB n. Function:           abbreviation free on board]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}