fob
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary فریفتن ، گول زدن ، فریب دادن ، جیب جلیقه مخصوص ساعت وغیره ، زنجیر ساعت، بجیب ریختن .
- واژهنامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary FOB: Free On Board (... named port of- shipment) (see also: franco a'bord) تحويل روي عرشه (بهاي کالا به علاوه هزينه حمل تا داخل کشتي)(... بندر بارگيري تعيين شده)
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(fob): بازگشت به واژه fob free on board (fob) free on board (fob) airport to fob off free on board،فريفتن ،گول زدن ،فريب دادن ،جيب جليقه مخصوص ساعت وغيره ،زنجير ساعت ،بجيب ريختن بازرگانى : تحويل کشتى کلمات مرتبط(3)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary FOB n. Function: abbreviation free on board]]>