پنج
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (ریاضی): عدد اصلی مساوی چهار باضافه یک، یا پنج و شش.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cinque واژه هاى شامل پنج ـ (67)
- اسم پِنْجَ: در گویش گنابادی یعنی نوک انگشتان دست، پنجه دست.
- اسم حواس پنجگانه یا حواس خمسه و جهات شش گانه.