follow up

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary پی گیری کردن ، تعقیب کردن ، دنباله داستان را شرح دادن ، تماس با بیمارپس از تشخیصیا درمان .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(follow up): بازگشت به واژه follow up follow up تدارکات پشتيبان ،اماد پشتيبان ،اماد بعدى ،اقدامات بعدى ،رده پشتيبان دنباله ،دنبال کردن دشمن ،پى گيرى کردن ،تعقيب کردن ،دنباله داستان را شرح دادن ،تماس با بيمارپس از تشخيص يا درمان علوم نظامى : تعقيب کردن کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary follow up Function: transitive verb Date: 1767 1 : to follow with something similar, related, or supplementary 2 : to maintain contact with (a person) so as to monitor the effects of earlier activities or treatments 3 : to pursue in an effort to take further action intransitive verb : to take appropriate action
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}