foreclose

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مسدود کردن ، محرومکردن ، سلب کردن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary foreclose (n. foreclosure) سلب کليه حقوق راهن نسبت به عين مرهونه به دليل عدم پرداخت دين، فروش عين مرهونه براي تصفيه بدهي راهن، محروم کردن، ممانعت کردن foreclose a mortgage به اجرا گذاشتن رهن
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(foreclose): بازگشت به واژه foreclose foreclose a mortgage فروختن وثيقه وام بعلت عدم بازپرداخت وام ،مسدود کردن ،محروم کردن ،سلب کردن بازرگانى : توقيف کردن کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary fore·close v. Pronunciation:     ( ˌ )fo ̇ r- ' klōz Function:           verb Etymology:          Middle English, from Anglo-French forclos, past participle of forclore, forsclore, from fors outside (fr. Latin foris ) + clore to close ― more at FORUM Date:               15th century transitive verb 1 : to shut out : PRECLUDE 2 : to hold exclusively 3 : to deal with or close in advance 4 : to subject to foreclosure proceedings intransitive verb : to foreclose a mortgage]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}