یک
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (ریاضی): واحد آغاز کننده اعداد صحیح، اولین عدد صحیح در مجموعه عددهای صحیح که مبنای همه عددهاست. عددی که اگر در خود ضرب یا برخورد تقسیم کنند، خودش بدست میآید. نخستین شماره اعداد، واحد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ae ; an ; one واژه هاى شامل يک ـ (783)
- اسم یِکَّ: در گویش گنابادی یعنی تنها ، بی کس
- اسم یَکِ: در گویش گنابادی یعنی یکی ، یک کسی ، یک عدد
- اسم نخستین شماره اعداد، واحد. عدد بزرگتر از صفر و کمتر از دو.
- اسم اول، نخست، تنها و بیهمتا. درجه بالا، بسیار خوب.