صفر

زبان مبدأ: فارسی

/Nummer/

معنی فارسی

  1. اسم (ریاضی): عددی که با هر عدد دیگر جمع شود، حاصل همان می‌شود (°) یا (.).
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary aught ; naught ; nil ; nothing ; null ; nullity ; zero واژه هاى شامل صفر ـ (18)
  3. اسم در اصطلاح ریاضی علامتی به شکل (۰) که به خودی خود عدد نیست ولی اگر در طرف راست عددی قرار گیرد آن عدد را ده برابر می‌کند.
  4. اسم خالی، تهی، پوچ.
  5. اسم واژه زفر معادل ابجد 287 تعداد حروف 3 تلفظ zafar ترکیب (اسم) [پهلوی: zafar] [قدیمی] مختصات (زَ فَ) [ په . ] (اِ.) منبع لغت‌نامه دهخدا

* *در زبان آلمانی برابرِ واژگانِ ( عدد، شماره ) ، واژگانِ ( Nummer , Zahl ) و برابرِ واژه ( رقم ) واژه یِ ( Ziffer ) می باشد. واژه ( صفر ) با واژه ( Ziffer ) همریشه است و هندواروپایی است. واژه ( شماره ) و واژه ( nummer ) در زبان آلمانی و ( number ) در زبان انگلیسی همریشه هستند و این واژگان با واژه ( مَر ) در زبان اوستایی از یک ریشه اند. ما در زبان پارسی می بایست برایِ تک به تک این واژگان برابرنهاد…

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}