foundry

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary کارخانه گداز فلز، کارخانه ذوب فلز، چدن ریزی، ریخته گری.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(foundry): بازگشت به واژه foundry brass and bronze foundry foundry cupola foundry furnace foundry ladle foundry man foundry pig iron foundry pit foundry practice foundry proof foundry sand grey iron foundry investment foundry iron foundry iron-foundry mallable iron foundry metal foundry shell molding-type foundry steel foundry steel-casting foundry کارخانه گداز فلز،کارخانه ذوب فلز،چدن ريزى ،ريخته گرى علوم مهندسى : ريخته گرى علوم هوايى : ريخته گرى کلمات مرتبط(19)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary found·ry n. Pronunciation:     ' fau ̇ n-drē Function:           noun Inflected Form:  &nbsp plural foundries Date:               1536 1 : an establishment where founding is carried on 2 : the act, process, or art of casting metals]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}