frost

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ژاله ، شبنم منجمد، شبنم، سرماریزه ، گچک ، برفک ، سرمازدن ، سرمازده کردن ، ازشبنم یا برف ریزه پوشیده شدن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(frost): بازگشت به واژه frost frost and kindred phenomena frost blanket course frost heave frost hoil frost point frost protection preparation frost susceptibility frost-bite frost-bitten frost-flower frost-nail frost-work hoar-frost jack frost بشمه( شبنم منجمد)،ژاله ،شبنم منجمد،سرماريزه ،گچک ،برفک ،سرمازدن ،سرمازده کردن ،ازشبنم يا برف ريزه پوشيده ش دن علوم مهندسى : يخ بندان معمارى : بشمه زيست شناسى : يخبندان علوم هوايى : شبنم کلمات مرتبط(14)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Frost n. Pronunciation: ' fro ̇ st Function: biographical name Robert Lee 1874-1963 American poet –Frost·ian \ ' fro ̇ s-tē-ən, -chən\ adjective
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}