منبع
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- محل پیدایش چیزی، منشأ، اصل.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cistern ; fount ; fountain ; head spring ; hotbed ; mine ; original ; pool ; resource ; rootstock ; source ; supply ; wellhead ; wellspring واژه هاى شامل منبع ـ (24)
- واژهی «منبع» در زبان فارسی ریشهای تاریخی دارد و میتوان رد آن را تا اوستایی و پهلوی دنبال کرد، اما با دقت باید تفاوت معنا و تطور واجی آن را بررسی کرد. --- تطور معنایی واژهٔ اوستایی «manah» در اوستایی، پهلوی و فارسی نو --- ۱. اوستایی: manah / manah- معنی: «اندیشه»، «فکر»، «نگهداشتن» ویژگی: بار معنایی اصلی ذهنی و مفهومی است و کمتر به «محل شروع» فیزیکی اشاره دارد. نمونه کاربرد: در ترکیبها میتواند به معنای «مبنا» یا «منشأ» نیز استفاده شود. منبع: Boyce, Mary. A Grammar of the Old Iranian Languages (1989) Schmitt, Rüdiger. Die iranischen Sprachen in Geschichte und Gegenwart (1995) --- ۲. پهلوی (فارسی میانه): manag / manag̱ معنی: «منبع»، «سرچشمه»، «محل آغاز» ویژگی: تحولی طبیعی از واژهٔ اوستایی؛ بار ذهنی کاهش یافته و بار فیزیکی/مکانی پررنگ شده است. نمونه کاربرد: در متون پهلوی، واژهٔ «manag» ب…
* اوستایی و پهلوی #محل پیدایش چیزی، منشأ، اصل. #واژهی «منبع» در زبان فارسی ریشهای تاریخی دارد و میتوان رد آن را تا اوستایی و پهلوی دنبال کرد، اما با دقت باید تفاوت معنا و تطور واجی آن را بررسی کرد. --- تطور معنایی واژهٔ اوستایی «manah» در اوستایی، پهلوی و فارسی نو --- ۱. اوستایی: manah / manah- معنی: «اندیشه»، «فکر»، «نگهداشتن» ویژگی: بار معنایی اصلی ذهنی و مفهومی است و کمتر به «محل شروع» فیزی…