gaduate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary درجه دار(از دانشکده یا دانشگاه )، دیپلمه ، لیسانسیه ، فارغ التحصیل، پیمانه درجه دار، لوله مدرج، درجه دار، (درباره مالیات) مشمول مالیات تصاعدی، فارغالتحصیل شدن ، (آمر. )دوره آموزشگاهی را بپایان رساندن ، بتدریج تغییریافتن ، درجه بندی کردن ، تغلیظ کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version درجه دار(از دانشکده يا دانشگاه)،ديپلمه ،ليسانسيه ،فارغ التحصيل ،پيمانه درجه دار،لوله مدرج ،درجه دار،(درباره ماليات )مشمول ماليات تصاعدى ،فارغ التحصيل شدن ،(امر).دوره اموزشگاهى را بپايان رساندن ،بتدريج تغييريافتن ،درجه بندى کردن ،تغليظ کردن
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}