gaff

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary خنده بلند، قهقهه ، قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری، نیزه ، چنگک ، سیخک ، شوخی فریبنده ، حیله ، آزمایش سخت، انتقاد، نفرین ، تفریحگاه ارزان ، پیرمردپرحرف، گفتاربیهوده ، فریاد، باصدای بلندخندیدن ، قلابدار کردن ، گول زدن ، قماربازی کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(gaff): بازگشت به واژه gaff gaff topsail gaff-headed penny gaff to blow the gaff ميله مايل( دکل)،خنده بلند،قهقهه ،قلاب يانيزه خاردار ماهى گيرى ،نيزه ،چنگک ،سيخک ،شوخى فريبنده ،حيله ،ازمايش سخت ،انتقاد،نفرين ،تفريحگاه ارزان ،پيرمردپرحرف ،گفتاربيهوده ،فرياد،باصداى بلندخنديدن ،قلابدار کردن ،گول زدن ،قماربازى کردن ورزش : ميله نگهدارنده ضلع بالايى بادبان قلاب مخصوص حمل ماهى به خشکى يا قايق علوم نظامى : ميله پرچم دکل علوم دريايى : ميله مايل ،ميله پرچم دکل کلمات مرتبط(4)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 gaff n. Pronunciation: ' gaf Function: noun Etymology: French gaffe, from Occitan gaf Date: circa 1656 1 a : a spear or spearhead for taking fish or turtles b : a handled hook for holding or lifting heavy fish c : a metal spur for a gamecock d : a butcher's hook e : a climbing iron or its steel point used by a telephone lineman 2 : the spar on which the head of a fore-and-aft sail is extended 3 : GAFFE 2 gaff n. Function: transitive verb Date: 1844 1 : to strike or secure with a gaff 2 : to fit (a gamecock) with a gaff 3 gaff n. Function: noun Etymology: origin unknown Date: 1812 British : a cheap theater or music hall 4 gaff n. Function: noun Etymology: origin unknown Date: 1896 1 a : something painful or difficult to bear : ORDEAL ― usually used in the phrase stand the gaff especially : persistent raillery or criticism b : rough treatment : ABUSE 2 a : HOAX , FRAUD b : GIMMICK , TRICK 5 gaff n. Function: transitive verb Date: 1933 1 : DECEIVE , TRICK also : FLEECE 2 : to fix for the purpose of cheating
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}