تابه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم تاوه:
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل تابه ـ (2)
- اسم ظرف فلزی پهن که برای پختن گوشت، ماهی، کوکو و غیره به کار میرود.
- اسم آلتی است که در آن دانة گندم و حبوب دیگر را بریان کنند.
- اسم خشت پخته، آجر بزرگ.
- اسم شیشة تابدان. تابه تا (بِ یا بَ)
- صفت لنگه به لنگه، آن چه که یک شکل نباشد.
- صفت لوچ، چپ، تابدار.