garnishee

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (حق. ) کسی که خواسته ای نزد او تامین یا توقیف باشد، تامین مدعا به کردن .
  2. واژه‌نامه · Mokhtari English-Persian Law Dictionary garnishee (vt, n. ) توقيف اموال مديون (نزد شخص ثالث)، کسي که اموال خوانده اي طبق قرار دادگاه نزد او توقيف شده باشد
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(garnishee): بازگشت به واژه garnishee a garnishee order (حق ).کسى که خواسته اى نزد او تامين يا توقيف باشد،تامين مدعا به کردن قانون ـ فقه : کسى که garnishment نسبت به وى به عمل مى ايد علوم نظامى : توقيفى کلمات مرتبط(1)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 gar·nish·ee n. Pronunciation: ˌ gär-nə- ' shē Function: noun Date: 1627 : a person who is served with a legal process of garnishment 2 garnishee n. Function: transitive verb Inflected Form: -eed ; -ee·ing Date: 1846 1 : to serve with a garnishment 2 : to take (as a debtor's wages) by legal authority
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}