gash

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary زخم، بریدگی، جای زخم در صورت، آلت تناسلی زن ، مقاربت جنسی، توخالی، لاف، بد منظر، زشت، زیرک ، خوش لباس، زخم زدن ، بریدن ، شکافدارکردن ، پرحرفی کردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version بريدگى ،جاى زخم در صورت ،الت تناسلى زن ،مقاربت جنسى ،توخالى ،لاف ،بد منظر،زشت ،زيرک ،خوش لباس ،زخم زدن ،بريدن ،شکافدارکردن ،پرحرفى کردن علوم مهندسى : شکاف دار کردن
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 gash n. Pronunciation: ' gash Function: noun Date: 1548 1 : a deep long cut in flesh 2 : a deep narrow depression or cut 2 gash n. Function: verb Etymology: alteration of Middle English garsen, from Anglo-French garser to nip, scratch, from Vulgar Latin *charissare, from Greek charassein to scratch, engrave Date: 1566 transitive verb : to make a gash in intransitive verb : to make a gash : CUT 3 gash n. Function: adjective Etymology: origin unknown Date: 1706 1 chiefly Scottish : KNOWING , WITTY 2 chiefly Scottish : well-dressed : TRIM
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}