کرچک
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (گیاهی): دانه درشت و روغنداری که در گذشته مصرف دارویی داشت و روغنکرچک را به عنوان مسهل میخورند؛ گیاه این دانه که علفی، یکساله، کاشتنی، و از خانواده فرفیون است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary castor ; castor oil plant واژه هاى شامل کرچک ـ (5)
- اسم گیاهی از تیره فرفیونها یکساله و دارای برخی گونههای پایا میباشد. برگهای این گیاه دارای پهنک بزرگ و منفرد و پنجهای شکل و گلهایش خوشهای و به طور متقابل با برگهای انتهایی ساقه قرار دارد. میوهاش کپسولدار و پوشیده از خار و شامل سه دانه روغندار. از دانههای کرچک روغنی به دست میآید که مصارف صنعتی و دارویی دارد.