کُرد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم یکی از اقوام کهن ایرانی البته یکجانشین نه چادرنشین. در شاهنامه بیتی از دوران ضحاک ثبت شده ظاهرا منظور از آن قوم کُرد است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary did ; kurd واژه هاى شامل کرد ـ (35)
- اسم وجه تسمیه کُرد بسیار مبهم و هم تاریخی است، ثالثا مشخص نیست ریشه اصطلاح به کدامیک از زبانها تعلق دارد. با توجه به هلال قرمز رنگ نقشه چنین مینماید که سدی باشد میان اقوام مهاجم شمال و تمدن بینالنهرین، فلذا کُردها حایل و نعمتی بودند از برای تمدن مترقی بینالنهرین، و اگر کُرد را کِر یا کِردِ تلقی نمائیم آنوقت وظیفه تاریخی اکراد معین خواهدشد آنها بدین سبب به این نام موسوم بودند که سدی بودند در برابر نفوذ اقوام و قبایل وحشی شمال.