کُرد

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم یکی از اقوام کهن ایرانی البته یکجانشین نه چادرنشین. در شاهنامه بیتی از دوران ضحاک ثبت شده ظاهرا منظور از آن قوم کُرد است.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary did ; kurd واژه هاى شامل کرد ـ (35)
  3. اسم وجه تسمیه کُرد بسیار مبهم و هم تاریخی است، ثالثا مشخص نیست ریشه اصطلاح به کدامیک از زبان‌ها تعلق دارد. با توجه به هلال قرمز رنگ نقشه چنین می‌نماید که سدی باشد میان اقوام مهاجم شمال و تمدن بین‌النهرین، فلذا کُردها حایل و نعمتی بودند از برای تمدن مترقی بین‌النهرین، و اگر کُرد را کِر یا کِردِ تلقی نمائیم آنوقت وظیفه تاریخی اکراد معین خواهدشد آنها بدین سبب به این نام موسوم بودند که سدی بودند در برابر نفوذ اقوام و قبایل وحشی شمال.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}