gavel

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary باج، خراج، ربا، بهره غیر مجاز، چکش چوبیحراج کنندگان یاروسای انجمن ها، چکش حراجی.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version باج ،خراج ،ربا،بهره غير مجاز،چکش چوبى حراج کنندگان ياروساى انجمن ها،چکش حراجى
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 gav·el n. Pronunciation: ' ga-vəl Function: noun Etymology: Middle English, from Old English gafol; akin to Old English giefan to give Date: before 12th century : rent or tribute in medieval England 2 gavel n. Function: noun Etymology: origin unknown Date: 1835 : a mallet used (as by a presiding officer or auctioneer) for commanding attention or confirming an action (as a vote or sale) 3 gavel n. Function: transitive verb Inflected Form: -eled or -elled ; -el·ing or -el·ling \ ' gav-liŋ, ' ga-və-\ Date: 1925 : to bring or force by use of a gavel
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}