gem
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary گوهر، جواهر، سنگ گران بها، جواهر نشان کردن ، مرصع کردن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(gem): بازگشت به واژه gem gem-diol gemini (gem) the setting of a gem گوهر،سنگ گران بها،جواهر نشان کردن ،مرصع کردن کامپيوتر : برنامه اى که کيفيت هاى مشابه Macpaint Macintosh را به ريزکامپيوترهاى گوناگونى شامل کامپيوتر شخصى IBM و اتارى اس تى اضافه مى کند کلمات مرتبط(3)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary GEM n. Function: abbreviation ground-effect machine