geminate

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary جفت، توام، دوتا، دولا، دوقلو، جفت کردن ، توامکردن .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version دوتا،دولا،دوقلو،جفت کردن ،توام کردن شيمى : دوقلو
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 gem·i·nate adj. Pronunciation: ' je-mə-nət, - ˌ nāt Function: adjective Etymology: Latin geminatus, past participle of geminare to double, from geminus twin Date: 15th century 1 : arranged in pairs : DUPLICATE 2 : being a sequence of identical speech sounds (as in meanness or Italian notte \ ' no ̇ t-te\ “night”) 2 gem·i·nate adj. Pronunciation: - ˌ nāt Function: verb Inflected Form: -nat·ed ; -nat·ing Date: circa 1637 transitive verb : to make geminate intransitive verb : to be or become geminate –gem·i·na·tion \ ˌ je-mə- ' nā-shən\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}