geocentric

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دارای مرکزی در زمین ، زمینی، معتقد باینکه خداوند زمین رامرکز عالم وجودقرارداده .
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(geocentric): بازگشت به واژه geocentric geocentric latitude geocentric system داراى مرکزى در زمين ،زمينى ،معتقد باينکه خداوند زمين رامرکز عالم وجودقرارداده نجوم : دوران زمين مرکزى کلمات مرتبط(2)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary geo·cen·tric adj. Pronunciation: ˌ jē-ō- ' sen-trik Function: adjective Date: 1686 1 a : relating to, measured from, or as if observed from the earth's center ― compare TOPOCENTRIC b : having or relating to the earth as center ― compare HELIOCENTRIC 2 : taking or based on the earth as the center of perspective and valuation –geo·cen·tri·cal·ly \-tri-k(ə-)lē\ adverb
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}