کلمه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- کلمة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary mot ; parol ; verb ; word واژه هاى شامل کلمه ـ (115)
- اسم سخن، گفتار.
- اسم یک جزو از کلام، لفظ معنی دار.
- اسم مجموعة حروفی که یک واحد را تشکیل دهند در دستور زبان فارسی معمولاً کلمه را به نه بخش تقسیم کنند: اسم، صفت، عدد، کنایه، فعل، قید، حرف اضافه، حرف ربط، صوت.
- اسم جمله، عبارت.
* عربی # کلمة