gib
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary قلاب، پشت بند، میخ، گوه ، گربه نر، پیر زن ، باپشت بند و میخ یا گوه محکم کردن ، با قلاب محکم کردن ، گربه صفت بودن .
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(gib): بازگشت به واژه gib adjustable gib gib-cat گربه نر،پير زن ،باپشت بند و ميخ يا گوه محکم کردن ،با قلاب محکم کردن ،گربه صفت بودن علوم مهندسى : پشت بند معمارى : گوه کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Gib n. Variant: or Gibr Function: abbreviation Gibraltar