gilly
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary (در نواحی کوهستانیاسکاتلند)نوکر یکی ازروسای کوهستانی، ملازم، خادم، پادوئی کردن ، (ghillie، gillie).
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version (در نواحى کوهستانى اسکاتلند)نوکر يکى ازروساى کوهستانى ،ملازم ،خادم ،پادويى کردن ،ghillie(،)g illie