glace

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary صاف، براق، نرم، پوشیده ازشکر، لعابدار، ماده صاف و براق، دسر سردو یخ بسته ، شربت سرد، بستنی.
  2. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary chill|glace|froze yax zadan
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version نرم ،پوشيده ازشکر،لعابدار،ماده صاف و براق ،دسر سردو يخ بسته ،شربت سرد،بستنى
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary gla·cé adj. Pronunciation: gla- ' sā Function: adjective Etymology: French, from past participle of glacer to freeze, ice, glaze, from Latin glaciare, from glacies Date: 1845 1 : made or finished so as to have a smooth glossy surface 2 also gla·céed \- ' sād\ : coated with a glaze : CANDIED mar·rons gla·cés Pronunciation: ma- ' rō n -gla- ' sā Function: noun plural Etymology: F, literally, glazed marrons Date: 1871 : MARRON 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}