glandular

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary غده وار، غده ای، وابسته به غده ، دشبل وار.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(glandular): بازگشت به واژه glandular glandular swelling غده وار،غده اى ،وابسته به غده ،دشبل وار روانشناسى : غده اى کلمات مرتبط(1)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary glan·du·lar adj. Pronunciation: ' glan-jə-lər Function: adjective Date: circa 1740 1 a : of, relating to, or involving glands, gland cells, or their products b : having the characteristics or function of a gland 2 a : INNATE , INHERENT b : PHYSICAL , SEXUAL –glan·du·lar·ly adverb glandular fever Function: noun Date: 1902 : INFECTIOUS MONONUCLEOSIS
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}