کرند
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل کرند ـ (1)
- شهر باستانی در استان کرمانشاه، از کرند منابع باستانی تحت عنوان کرینتاش یاد میکنند.
- اسم لیف جولاهگان و شوی مالان که عبارت است از جاروب مانندی که بدان آش و آهار بر تارة جامه مالند.
- اسم میدان اسب دوانی.
- اسم اسبی که رنگش قهوهای روشن باشد.
- اسم حلقه زدن مردم.
- اسم دیگی که رنگرزان رنگها را در آن میجوشانند. کرنگ نیز گویند.