gloom

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary تاریکی، تیرگی، تاریکی افسرده کننده ، ملالت، افسردگی، دل تنگی، افسرده شدن ، دلتنگ بودن ، عبوس بودن ، تاریک کردن ، تیره کردن ، ابری بودن (آسمان ).
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version تيرگى ،تاريکى افسرده کننده ،ملالت ،افسردگى ،دل تنگى ،افسرده شدن ،دلتنگ بودن ،عبوس بودن ،تاريک کردن ،تيره کردن ،ابرى بودن(اسمان)
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary 1 gloom n. Pronunciation: ' glüm Function: verb Etymology: Middle English gloumen Date: 14th century intransitive verb 1 : to look, feel, or act sullen or despondent 2 : to be or become overcast 3 : to loom up dimly transitive verb : to make dark, murky, or somber : make gloomy 2 gloom n. Function: noun Date: 1629 1 a : partial or total darkness b : a dark or shadowy place 2 a : lowness of spirits : DEJECTION b : an atmosphere of despondency
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}