gluteus

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary (تش. ) یکی از سه عضله سرینی که برای حرکت دادن ران بکار میرود، ماهیچه سرین ، سرین ، کفل.
  2. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (تش ).يکى از سه عضله سرينى که براى حرکت دادن ران بکار ميرود،ماهيچه سرين ،سرين ،کفل
  3. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary glu·te·us n. Pronunciation: ' glü-tē-əs, glü- ' tē- Function: noun Inflected Form: plural glu·tei \ ' glü-tē- ˌ ī, -tē- ˌ ē; glü- ' tē- ˌ ī\ Etymology: New Latin glutaeus, gluteus, from Greek gloutos buttock ― more at CLOUD Date: circa 1681 : any of the large muscles of the buttocks especially : GLUTEUS MAXIMUS gluteus max·i·mus Pronunciation: - ' mak-sə-məs Function: noun Inflected Form: plural glutei max·i·mi \- ' mak-sə- ˌ mī\ Etymology: New Latin, literally, largest gluteus Date: 1831 : the outermost muscle of the three glutei found in each of the human buttocks
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}